چند رباعی :
« وَالله! انـــّه ُ اوهَن مِنَ البیتِ العنکبوت ! »
از غـُــرّش و از سقوط هم می ترسند
با سازش و با سکوت هم می ترسند
ای غـَــزّه ! چه انتظار؟ حـُــکــّـام عــرب
از خانه ی عنکبوت هم می ترسند !
***
در لشکر گرگ ها هراس افتاده
لب های زمین به التماس افتاده
از مُشت فرات ، «او» نخواهد نوشید
چون در دل ِ آب ، عکس ِ یاس افتاده !
****
تاریخ ِ زمین پُر از غم و احساس است
در راه ِ بشر ، وسوسه ای خــَـنــّــاس است
«اما به خدا هنوز من معتقدم »
آب است که سخت تشنه ی عباس است !
***
دنیای دلم یاس شدن می خواهد
اندیشه ام احساس شدن می خواهد
شیطان ِ هوس را به زمین کوبیدن
یک ثانیه عباس شـدن می خواهد !
***
بی روحی و غمگین شده ای از اوّل
ــ دین داری و بی دین شده ای ــ از اوّل
یک بار علی و بار دیگر پسرش
ای کوفه! تو « نفرین شده ای » از اوّل !
***
در دایره حیرت زده ، گشتن کافی است؟
از مرز مُحَرم نگذشتن کافی است ؟
آزاده ی صحرای بلا ثابت کرد
یک لحظه برای بازگشتن کافی است !
یاسر قنبر لو - قزوین

